خرید بک لینک
آفتاب که بر نمی تابد این روز ها و باران هست و باران... و خزان خود را به حیاط خانه دعوت نموده و سفره ای رنگین گشوده از تمام ثروت های خویش و نم نم باران هرچی زور میزند تا بشورد این نا امیدی ها رو اما انگار چسبیده بر در آستانه ی این خانه ی دل چند صباحی میشود که هیج آشنایی بر در نمی زند تا شاید طراوتی این حیاط خانه را شریک شویم با نگاه و حس خویش.. و چقدر سرد میگذرد این رنگ های داغ حیاط هر صبحگاهی فرسنگ ها فاصله خوابید در بین بودن ها و هرشب که میگذرد تا پاسی از شب چشم به در شاید باشم... که این پاییز شاید با تمام پاییز های عمرم فرقی کرد اما هر روز که میگذرد خزان بر روی خزان هست که هست شاید پاییز بهانه ای بود.. که غرق شوم در حس هایش و بین خزانش باز در جستجوی سایه ای باشم از آن خودم...

برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 22:47

چه زود سفید کردی با مهر خویش تمام زیبایی هایی که با خودم ساخته بودم سوزهایت مینوازد این تن خسته را که آمدنت را هیچ خبری نداشت تراوش سفیدی هایت آنقدر بر چهره ام نشسته که دیگر خود نیز باورم شده عمری نمانده از این فصل هیچ وقت به این اندازه حسرت هایم را با گام هایم نشمرده بودم به آخر منزل خویش رسیده ام با گام هایم اما هنوز در غرق حسرت ها شاید پاییز بهانه ای باشد باز برای زمستانی ترین احوالم.. که برگه های عمرم رنگ باخته باشند و با اولین سنگینی زمستان طاقتی دیگر نمانده باشد و هنوز که هنوز هست در زمستانه ترین روزها سراغ آفتابم تا نه سردی آرزده ام کند و نه سایه ای

برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 22:47

هر روز چمدان به دست خارج میشوم از این خانه و راه در پیش میگیرم به دنبال سرنوشت شاید ندانم در کجا زمان جا مانده ام اما همزیست خوبی شده ام با چرخش مدار روزگار شاید تجسم فرا از این حصار هستی تنگ باشد و تاریک اما سیر در فرا این حصار جسم چرا ناممکن باشد از این خیال بی انتها شاید من تنها موجود خاکی این کره نباشم که دعوت فریاد سماوات را پذیرفته باشد گویا جهان فراتر از حس من باشد که رسیدن ها اینقدر در بی نهایت ها تعریف میشود در پس هر حقیقت گویا هزاران حقیقت ها باشد انگار پرده در پرده شده این حقیقت ها و ما آدم ها بی اراده تر از آنیم که در پی حقیقت باشیم شاید چیزی شبیه تلنگر هر روز زتدگی را می تکاند اما،کجا خوابمان برده که هیچ حس نداریم از تمام چیزهایی که بهانه ای هست برای رسیدن ها..

برچسب: نویسنده: ایلیا کمالی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 22:47

صفحه بندی